خرید بک لینک
سلام خدا...خوبی؟اووووم منم بدنیسم...میشه یکم غر بزنم؟

فک کنم دلم گرفته...ثبت نام واسه رانندگی...اونم بدون وجود ماشین...شاید کار اشتباهیه...

هعی خدااااااااااااااااااا...اینقد پاهام درد میگیرن از بس کلاج میگیرم...دلم میخاد گریه کنم همونجا بگم بابا درد گرفتن

پاهام...دستام...از فرمون سفت...انگشتام از فرمونشون سوخته...اصن پیش هاشمیان اعتماد ب نفس ندارم

دوبلام درنمیاد...الام نابود...اصن ی وضی...انگار هرچی پیش مردانی یاد گرفتم بیخود بوده...

هعی خداااااااااااااااااا...نیرو بم بده تا قوی تر باشم... جثم ضعیفه ک اینقد زود خسه میشم...

خدایا منو بغل میکنی؟؟انگار خستم...الکی الکی خستم...

دلم میخاد برم مشهد...امام رضا بضیارو دوبار دوبار پشت سرهم دعوت میکنه...مام ک اصن دعوت نمیکنه...

خدا جونم...حال مامان مازیارو خوب کن...نذار مازیار ببینه مامانش درد میکشه ولی میگه خوبم...این خیلی زجر

اوره...خدایا نه فقط مامان مازیار...حال همه رو خوب کن...

برچسب: آیین نامه شماره 57 بیمه مرکزی,آیین نامه شماره 57 شورای عالی بیمه,آیین نامه شماره 57 بیمه مرکزی ایران,آئین نامه شماره 57 بیمه مرکزی,آئین نامه شماره 57 بیمه, نویسنده: آدرین رستمی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:53

صفحه بندی